ابراهيم عاملي ( موثق )
233
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : حلى - جمع حلى ، با فتح حاء و سكون لام ، وسيله ى آرايش كه از طلا يا جواهر ساخته مىشود ، عجلا - گوساله و بچه ى گاو ، خوار ، آواز گاو ، و براى صداى گوسفند و آهو نيز استعمال مىشود . سقط في يده - يعنى لغزيد ، پشيمان شد ، خطا كرد ، سرگردان شد . يجرّ - از مصدر جر بفتح جيم بمعنى امتداد دادن و به طرف خود كشيدن . تشمت - از مصدر شماته بفتح شين بمعنى شادى در اندوه كس . مفترين - از مصدر افتراء ، بمعنى بدروغ نسبتى دادن ، تهمت بستن . ترجمه : 147 پس از رفتن موسى بميعاد پيروان او از طلاهاى زيورشان تنديسه ى گوساله ساختند كه صداى گوساله مىكرد . چرا درك نكردند كه آن حيوان نه توانائى سخن گفتن با آنها دارد و نه براهى رهبرىشان كند 148 به آن دل باختند و بر خود ستم كردند ، 149 و چون به خود آمدند و دانستند كه گمراه شدهاند گفتند : اگر مهر پروردگار ما نباشد و ما را نيامرزد البته زيانبرده باشيم 150 چون موسى بسوىشان باز آمد با خشم و افسوس گفت : چه بد بجاى من مانديد مگر پس از من خواستيد بفرمان پروردگارتان شتاب كنيد [ وز راه گوساله پرستى خود را به حق نزديك كنيد ] ؟ و لوحها را بر زمين انداخت و سر برادر گرفت و به خود كشيد [ تا